گنجور

شمارهٔ ۲۵۴

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

ز ایوان کاخ میکده آمد علی الصباح

مرغی گرفته نامه اقبال در جناح

مضمونش آنکه هر که نه می را مباح داشت

خونش بود به فتوی پیر مغان مباح

سرمایه فلاح چه باشد شراب لعل

یا معشر الاحبة حیوا علی الفلاح

صدر و صف نعال نباشد به بزم عشق

از هر که خواست ساقی ما کرد افتتاح

اقداح راح راحت روی تو کی شود

ان لم تکن تناولها من ید الملاح

خالی نه ایم از تو صباح و رواح هم

ای هم صباح ما ز تو فرخنده هم رواح

جامی به بزم اهل صفا می روی نخست

دل پاک کن ز وسوسه توبه و صلاح



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکرستان