گنجور

شمارهٔ ۱۲۷

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

منشور دولتی که ز عشقم میسر است

طغرایش آن خطی ست که بر دور ساغر است

با من ز سعد و نحس مزن دم که خط جام

حرز امانم از خطر چرخ و اختر است

بودم به خواب خوش که رسید از حریم دیر

پیری که رشحه قدحش رشک کوثر است

گفت ای پسر دریغ بود نقد زندگی

در دست آن حریف که مرگش برادر است

برخیز و باده خور که تو را خوابگاه عیش

بیرون ز مهد نه پدر و چار مادر است

ساقی بیا که عشوه گیتی ز ره نبرد

آن را که نشئه می لعل تو در سر است

درده زلال خضر که رفت آنکه گفتمی

زهد مرا اساس چو سد سکندر است

جامی مشو فریفته کین چرخ کوژپشت

چون حلقه از نشیمن اقبال بر در است

در ظل او گریز که عنقای همتش

بر باز زر جناح فلک سایه گستر است



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر