گنجور

شمارهٔ ۱۰۰۶

 
جامی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات
 

اگر وصف مه می کنم مه تویی

وگر قصد ره مقصد ره تویی

وگر قصه سرو گویم بلند

مراد دلم قصه کوته توی

مرا مدعا عشق توست و بر آن

به آن رخ دلیل موجه تویی

مگر غیر من کیست مقصود تو

که بالله تویی ثم بالله تویی

نمی خواهم این کارگاه دو رنگ

که گاهی منم رنگ آن گه تویی

به یک لعب رختم به آن عرصه کش

که هم بیدق آنجا و هم شه تویی

حدیث دهانت ز جامی مپرس

کزان سر سربسته آگه تویی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify