گنجور

 
جامی
 

آن بود اختیار در هر کار

که بود فاعل اندر آن مختار

معنی اختیار فاعل چیست؟

آنکه فاعل چو فعل را نگریست،

ایزد اندر دلش به فضل و رشاد

درک خیریت وجود نهاد

یعنی آن‌اش به دیده خیر نمود،

کید آن علم از عدم به وجود

منبعث شد از آن ارادت و خواست

کرد ایجاد فعل، بی کم و کاست

درک خیریت، اختیار بود

و آن به تعلیم کردگار بود

هر چه این علم و خواست، شد سبب‌اش

اختیاری نهد خرد لقب‌اش

وآنچه باشد بدون این اسباب

اضطراری‌ست نام آن، دریاب!

باشد از اختیار قدرت دور

فاعل آن بود بر آن مجبور

هر که در فعل خود بود مختار

فعل او دور باشد از اجبار

گرچه از جبر، فعل او دورست

اندر آن اختیار مجبورست

ورچه بی‌اختیار کارش نیست

اختیار اندر اختیارش نیست

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

مهدی از شهر خدا وشعر و راز،شیراز در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، یک شنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۱۹ نوشته:

درک خیریت اختیار بود
آن به تعلیم کردگار بود
هرکه درفعل خود بود مختار
فعل او دور باشد از اجبار
گرچه از جبر، فعل او دورست
اندر آن اختیار مجبورست
نفرت و مرز بشر از زورست!
یا که خیر در آن مجبورست؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مهدی از شهر خدا وشعر و راز،شیراز در ‫۱ سال و ۱۱ ماه قبل، دو شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۳۳ نوشته:

چه زیبا درک خدارا ساده نموده برای انسانها
هر چه خیرست،خالق سبب‌اش
اختیاری نهد خرد لقب‌اش
وگرآید بی خرد، همان افکار
اضطراری توست، بی اجبار
هست بی اختیار زقدرت دور
فاعل آن ولی بر آن مجبور

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.