گنجور

بخش ۷ - اشارت به تقسیم محبت به ذاتی و صفاتی و افعالی و آثاری

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر دوم
 

یا بود عشق منتشی از ذات

یا بود منبعث ز حسن صفات

یا ز افعال یا ز آثارش

می شمر منحصر درین چارش

عشق ذات آن بود که باشد دل

سوی حق خالی از غرض مایل

باز یابد ز خویشتن طلبی

که نباشد معینش سببی

کششی خیزد از درونه جان

که عبارت ازان کشش نتوان

هم عبارت ازان بود کوتاه

هم اشارت در آن بود گمراه

گر بپرسی که کیست محبوبیت

زین تک و پوی چیست مطلوبت

خوابت از چشم اشکبار که برد

صبرت از جان بیقرار که برد

رو به ره داشت جان آگاهت

چون فتادی ز ره که زد راهت

در جواب سؤال ماند لال

دم نیارد زد از حقیقت حال

هر چه بر خاطرش شود ظاهر

باشد از حسب حال او قاصر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام