گنجور

بخش ۶۰ - رسید معتمر بعد از چندگاه به سر قبر ایشان و بر آنجا درختی دیدن پر خطهای زرد و سرخ

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر دوم
 

بعد شش سال معتمر یا هفت

به سر روضه نبی می رفت

راه عمدا بر آن دیار افکند

بر سر قبرشان گذار افکند

دید بر خاک آن دو اندهمند

سر کشیده یکی درخت بلند

چون به عبرت نگاه کرد در آن

دید خطهای سرخ و زرد بر آن

بود زردی ز رویشان اثری

سرخی از چشم خونفشان خبری

با کسی گفت ازان زمین به شگفت

چه درخت است این به حیرت گفت

که درختیست این سرشته عشق

رسته از تربت دو کشته عشق

بلکه بر خاک آن دو تن علمیست

بر وی از شرح حالشان رقمیست

زاهل دل هر که آن رقم خواند

حال آن کشتگان غم داند

جانشان غرق فیض رحمت باد

کس چو ایشان ازین جهان مرواد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام