گنجور

 
جامی
 

پیر توحید شیخ محیی الدین

آفتاب سپهر کشف و یقین

زانچه از ذوق خود بیان کرده ست

در فتوحات مکی آورده ست

که ز مغرب چو آمدم به دمشق

جیب جانم گرفت جذبه عشق

عشقم اندر دل آتشی افزود

که بر آمد ز هستی من دود

لیکن آن را به هیچ روی و رهی

متعین نبود قبله گهی

علم افراخت عشق بر عیوق

لیک نام و نشان نه از معشوق

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.