پس پسر گفت ایهاالعارف
از مقامات عاشقی واقف
چون به من میل باطن تو نماند
پیش من ظاهر تو را چه نشاند
چون ز من دور می توانی زیست
نزد من هر دم آمدن پی چیست
گفت عارف که ای جوان سلیم
نیست دستور میهمان کریم
که ز خوردن چو دل بپردازد
میزبان را زدل بیندازد
بدرد سفره بشکند خوان را
بر زمین افکند نمکدان را
یا چو از نقل و باده گیرد کام
افکند سنگ بر طبق یا جام
بلکه تعظیم آنچه واسطه است
در وصول مراد رابطه است
هست در کیش حق شناسان فرض
بلکه در ذمه کریمان قرض
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، پسر از عارف سؤال میکند که اگر عشق و محبت حقیقی در دل او نمانده، چرا هنوز به دیدار او میآید و به او میل دارد. عارف به او پاسخ میدهد که در ارتباط با معشوق و میهمان، نباید به چیزهای ظاهری و زودگذر دل بست. او میگوید که باید به میهماننوازی و احترام به روابط توجه کرد و در عشق واقعی، باید به ارزشها و احترام به نسبتها پایبند بود. در واقع، عشق حقیقی نیازمند تعهد و وفاداری به عواطف و احوالات دیگران است.
هوش مصنوعی: پس فرزند گفت: ای عارف، تو از مراحل و مقامهای عشق آگاه هستی.
هوش مصنوعی: وقتی تمایل واقعی و درونی تو دیگر در من وجود نداشته باشد، چه اهمیتی دارد که ظاهر تو را در کنار خود داشته باشم؟
هوش مصنوعی: هرگز نمیتوانی از من دور باشی، چرا که هر لحظه که به یادم میافتی، به نوعی در کنار من هستی.
هوش مصنوعی: عارف به جوان میگوید که رفتار درست و مناسب وقتی با مهمان سخن میگویی، همیشه آسان نیست و نیاز به آگاهی و مهارت دارد، به ویژه وقتی که مهمان سخاوتمند و بزرگوار باشد.
هوش مصنوعی: زمانی که کسی از خوردن و نوشیدن دلش شاد شود، میزبان هم باید با دلگرمی و محبت او را حمایت کند و از دلش بیرون بیندازد.
هوش مصنوعی: اگر بخواهی دوستی را از خود برانید، آنچنان که نمک بر سفره میافشاند، همه خوشیها و خوبیها را بر زمین میزنی.
هوش مصنوعی: وقتی که از شراب و صحبت لذت میبرد، یا بر سنگی مینشیند و یا خود را در جامی غرق میکند.
هوش مصنوعی: باید به چیزهایی که باعث رسیدن به خواستههایمان میشوند، احترام بگذاریم.
هوش مصنوعی: در دنیای افرادی که به حقایق اعتقاد دارند، شناخت و آگاهی در حقیقت یک وظیفه است و همچنین، بر عهده افراد سخاوتمند است که به دیگران بدهکار باشند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.