گنجور

بخش ۷۴ - در بیان آنکه آدمی کمال و نقصان خود را نمی داند زیرا که او مخلوق از برای خود نیست بلکه از برای غیر خود است فالذی خلقه انما خلقه لنفسه لاله فما اعطاه الا ما یصلح ان یکون له تعالی فلو علم انه مخلوق لربه لعلم ان الله خلق الخلق علی اکمل صورة تصلح لربه اعوذ بالله ان اکون من الجاهلین

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر اول
 

آدمی را همیشه معتقد است

که مگر آفریده بهر خود است

هر چه او را فتد مناسب حال

داندش از قبیل خیر و کمال

وانچه پنداردش منافی آن

داردش از مقوله نقصان

لیکن این اعتقاد عین خطاست

زانکه او آفریده بهر خداست

حق پی هر چه آفرید او را

نیست امکان بر آن مزید او را

در حقیقت کمال او آنست

کز وجودش مراد یزدانست

حق نخواهد ز هستی اشیا

جز ظهور صفات یا اسما

هر چه در عرصه جهان پیداست

هدف حکم اسمی از اسماست

گر نباشد وجود او بالفرض

حکم آن اسم کی پذیرد عرض

ولهذا رسول کرد خطاب

پیش ازین با معاشر اصحاب

گفت اگر ناید از شما عملی

که در آن باشد از گنه خللی

آفریند خدا خطاکیشان

که گناه آید و خطا زیشان

تا کنند از گناه استغفار

حکم غفار را کنند اظهار

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام