گنجور

بخش ۴۵ - بیان فرمودن پاشاه که مقصود از این امر اتیان بفعل مأمور به بود بلکه غرض آن بود که آنچه در سرشت شماست از انقیاد و عناد ظاهر شود

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر اول
 

چون گذشت از حد آن جحود و عناد

شاه گفتا خدات صبر دهاد

چند ازین گفت و گوی بیهوده

که زبان زان مباد آلوده

امر من بهر آزمون شماست

نه مرا آرزوی خون شماست

خواستم تا درین فضای وجود

سر معلوم من شود مشهود

آنچه دانسته ام چه زین و چه شین

از شما بینمش به رأی العین

هر چه در هر کدام مکتوم است

پیش من لایزال معلوم است

تا ز قوت همه به فعل آید

زان سبب امر و نهی می باید

کی بود امر مقتضی موجود

فعل ها را درین نشیمن بود

عبد مأمور ازان کند بی مر

ترک اتیان بما به یؤمر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام