گنجور

بخش ۱۵ - قطع اطناب اطناب و ختم بر دعای استجابت ماب

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر اول
 

جامی اطناب در سخن نه سزاست

قصه کوتاه کن که وقت دعاست

نه دعایی که شاعرانه بود

از ره صدق بر کرانه بود

خواهی آنها ز ایزد متعال

که بود در قیاس عقل محال

یا بود ز آرزوی نفسانی

مقتصر بر زخارف فانی

بل دعای قرین صدق و صفا

مشتمل بر مصالح دو سرا

هم در او جاه و حشمت دنیا

هم در او عز و دولت عقبا

سر نهی بر زمین عجز و نیاز

کای خدا کار او به لطف بساز

عدل را در دلش چنان جا کن

که نراند برون ز عدل سخن

شرع را پیشوای حکمش دار

حکم او را ز شرع ساز مدار

هر چه باشد ز عدل و شرع برون

مده او را بر آن قرار و سکون

تا بود در جهان بقا امکان

باقیش دار شاه و شاه نشان

دولتش را درین سرای امید

ساز تخم سعادت جاوید

مقبلی کش به خیر راهنماست

و او خود اندر زمانه بی همتاست

در پناهش پناه عالم باد

بالنبی و آله الامجاد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.