دورگشت از من آنکه جانم بود
زنده بی جان همی ندانم بود
دل ز من برگرفت بی سببی
آنکه جان من و جهانم بود
جان سپردم بدو چو میدیدم
که همه قصد او بجانم بود
نیست در خورد خاکپایش لیک
چه کنم دسترس بدانم بود
گوئی اندر فراق ما چونی
چه دهم شرح چون توانم بود
گر کسی گوید آن فغان ز که بود
شاید ار گویم از فلانم بود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عشق عمیق و فراق شاعر است که به معشوقش تعلق خاطر دارد. او حس میکند که زندگیاش بدون معشوقش بیمعناست و دلی که از او گرفته شده، بدون هیچ دلیلی است. در این دلتنگی، او جانش را به خاطر معشوق میسپارد و حس میکند که همه وجودش را به او اختصاص داده است. همچنین، او در فکر این است که چگونه احساسات و دردهایش را بیان کند و در نهایت، به این نتیجه میرسد که اگر کسی از او بپرسد این حال و فغان از که است، تنها میتواند بگوید که این حالتی مربوط به عشق است.
هوش مصنوعی: آنکه باعث حیات روح من است، در دوری از من چه حالتی دارد؛ هرچند خود را زنده میداند، من نمیدانم او چگونه بیجان است.
هوش مصنوعی: دل من بدون هیچ دلیلی از من کنارهگیری کرد، در حالی که جان من و همه دنیایم به او وابسته بود.
هوش مصنوعی: وقتی میدیدم که همه چیز به خاطر او و برای اوست، جانم را به او تقدیم کردم.
هوش مصنوعی: در زیر پای او چیزی نیست، اما چه کنم، نتوانم دسترسی به او داشته باشم.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که در غم جدایی ما چطور میتوانم احساساتم را توصیف کنم، وقتی که خودم از بیان آن ناتوانم.
هوش مصنوعی: اگر کسی بگوید آن ناله و فریاد از کیست، شاید بتوانم بگویم که از فلانی است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بی رخ تو نمی توانم بود
زآنکه وصل تو چون روانم بود
دیدن روی تو به جان جستم
تا مرا طاقت و توانم بود
دل ببردی و ترک ما گفتی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.