دل را همه آن ز دست برخیزد
کانگه که ز پا نشست برخیزد
از هجر تو دل درآمدست از پای
تا خود بکدام دست برخیزد
کس با تو شبی ز پای ننشیند
تا از سر هر چه هست برخیزد
هر روز بقصد جان صد عاشق
آن سنبل گل پرست برخیزد
با آن لب چون میت عجب نبود
چشم تو که نیم مست برخیزد
وصل تو گشاده روی بنشیند
چون دید که دل ببست برخیزد
پنجاه دل افکند بیک ساعت
تیری که ترا ز شست برخیزد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عاشقانه و دلشکستگی اشاره دارد. شاعر میگوید که دل انسان از درد جدایی و هجران به زمین میافتد و برای برخاسته شدن دوباره به عشق و محبت نیاز دارد. او توضیح میدهد که هیچکس نمیتواند بر روی پای خود بایستد تا زمانی که از عشق و زیبایی معشوق پر شود. همچنین به قدرت عشق و تأثیر آن بر دلها اشاره میکند و اینکه هر روز عاشقانی برای رسیدن به محبوب خود تلاش میکنند. در انتها، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره میکند و میگوید که دلها به راحتی و یکباره به عشق او پاسخ میدهند.
هوش مصنوعی: دل هرگاه که از پا افتاده باشد، میتواند دوباره برخواست و جان تازهای بگیرد.
هوش مصنوعی: دل از دوری تو به شدت ناآرام شده است و از تمامی قدرتش خارج شده، نمیداند برای رهایی چه کار کند.
هوش مصنوعی: هیچ کس در کنار تو نمینشیند تا از همه چیزهایی که در سر دارد، دست بردارد و رهایی یابد.
هوش مصنوعی: هر روز به خاطر جان خود، صد عاشق به عشق آن سنبل گل از خواب بیدار میشوند.
هوش مصنوعی: لبهای تو همچون میت دارند جاذبهای خاص، و عجیب نیست اگر چشمانت در حالی که کمی مستی دارند، به خوبی بیدار شوند.
هوش مصنوعی: زمانی که محبوب تو با روی باز و دلپذیر نزد تو مینشیند، اگر ببیند که دل تو به او تعلق یافته، از جای خود برمیخیزد.
هوش مصنوعی: در یک لحظه، چندین دل به خاطر تو تحت تأثیر قرار میگیرند؛ درست مانند تیری که از کمان رها میشود و تو را از دست میدهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.