بیگانه وار یار ز من بگذرد همی
من میکنم سلام و بمن ننگرد همی
خود هیچ التفات بمردم نمیکند
ما را بهیچ روی بکس نشمرد همی
هر قصه که دل بنویسد زهجر او
چشمم بدست اشک همه بسترد همی
آری کنند جور بعشاق پر ولیک
او خود زحد قاعده بیرون برد همی
در عشق شرط نیست شکایت ز یار خویش
ورچه مرا فراق بدان آورد همی
بر هر صفت که باشد جانی همیکنم
کاینمایه عمر ناخوش و خوش بگذرد همی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عاشقی و درد فراق است. شاعر احساس میکند که یار او بدون توجه به او از کنارش میگذرد و او به یار خود سلام میکند ولی یار به او نگاه نمیکند. شاعر اشاره میکند که هیچکس او را درک نمیکند و در تنهایی خود غوطهور است. او درباره غم و اشکهایی که به خاطر دوری یارش میریزد، مینویسد و میگوید که در عشق شکایت از یار بیفایده است، حتی اگر فراق عذابآور باشد. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که زندگی اگر چه خوش و ناخوش است، باز هم به همین شکل میگذرد.
هوش مصنوعی: یار به صورت بیگانه و غریبه از کنارم میگذرد و من فقط میتوانم سلام کنم، اما او حتی به من نگاه هم نمیکند.
هوش مصنوعی: او هیچ توجهی به مردم ندارد و ما را به هیچ وجه برای کسی مهم نمیداند.
هوش مصنوعی: هر داستانی که قلبم از درد جدایی او بنویسد، چشمانم از اشک پر است و نمیتوانم خود را کنترل کنم.
هوش مصنوعی: بله، مسلماً در حق عاشقان سختیها و ناملایماتی وجود دارد، اما او (عاشق) خود را از چهارچوب عادی و معمولی خارج کرده است.
هوش مصنوعی: در عشق، شکایت از معشوق جایز نیست، حتی اگر فراق و دوری از او به من زحمت آورده باشد.
هوش مصنوعی: هر ویژگی و صفتی که باشد، من به آن میپردازم، زیرا میدانم که زندگی، چه خوب و چه بد، بالاخره میگذرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.