اگر درد دلم را چاره بودی
چرا صبر از دلم آواره بودی
دلی دارم شکسته ور دل اینست
روا بودی اگر صد پاره بودی
ز عشقت هم بفرسودی اگر نیز
نه دل بودی که سنگ خاره بودی
چه بودی یارب ارزان تنگ شکر
کمی روزی این بیچاره بودی
مرا گوئی که ترسم بکشدت هم
چه غم بودی گر او این کاره بودی
چه نقصان آمدی در حسن خوبان
که مرگ عاشقان یکباره بودی
حقیقت هم دل من خواست بودن
اگر هرگز دلی غمباره بودی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد دل و شکستهدل بودن خود صحبت میکند و سوالاتی از محبوب خود میپرسد. او به عدم درمان دردش اشاره میکند و میگوید اگر شاید روزی بینصیب بود، باید او را مقصر دانست. شاعر از عشقش میگوید که اگر چه بر اثر آن، دلش آزار دیده، ولی باز هم به حضور محبوبش نیاز دارد. به نوعی، او انتقاد میکند که چرا زیباییها و عشقها در زندگی، گاه به مرگ عاشقان منجر میشود. در نهایت، او خواستهاش از حقیقت را نشان میدهد و از غم و اندوه دلش سخن میگوید.
هوش مصنوعی: اگر تو درمانی برای درد دل من داشتی، پس چرا من اینقدر آواره و بیتاب هستم؟
هوش مصنوعی: من دلی دارم که شکستگیاش عمیق است، و اگر دل من به صد تکه هم تقسیم میشد، باز هم روا بود.
هوش مصنوعی: اگر عشق تو هم باعث خرابیام شود، باز هم اگر دل نداشته باشم، مانند سنگ سفت و سختی خواهم بود.
هوش مصنوعی: ای خدای من، اگر شکر گران قیمت و کم شده، پس زندگی این بیچاره چطور خواهد بود؟
هوش مصنوعی: تو به من میگویی که نگران هستم مبادا او تو را بگیرد، اما مگر چه اهمیتی دارد اگر او در این کار توانمند باشد؟
هوش مصنوعی: چه عیبی در زیبایی خوبان وجود دارد که مرگ عاشقان به یکباره و ناگهانی اتفاق میافتد؟
هوش مصنوعی: اگر حقیقت وجود میداشت و دل من میخواست، هرگز دلی پر از غم و اندوه نمیبود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اگر نه معدهٔ خون خواره بودی
کجا مردم چنین بیچاره بودی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.