عشقبازی با چو تو یاری خوشست
جان فدا کردن ترا کاری خوشست
عاشقی گر خود همه درد دلست
درد دل از چونتو دلداری خوشست
بست خورشید از تو زناری ز کفر
گر همه کفرست زناری خوشست
گفتم از هجر تو جانم رفت گفت
گو بدوزخ نار تو ناری خوشست
گوید آری چون بخواهم بوسه
گر دروغست ارنه این آری خوشست
گفتمش دل باز ده گفتا کدام
خشک ریشه چونتو طراری خوشست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دلدادگی است. شاعر از لذتهای عشق و فدای جان در راه محبوب میگوید. او تأکید میکند که حتی درد و جدایی از معشوق هم به نوعی لذتبخش است. همچنین اشاره به زیباییهای عشق دارد و بیان میکند که اگر عشق به کفر هم نزدیک باشد، باز هم دلانگیز است. در نهایت، شاعر در مورد ارزش و اهمیت محبوب خود صحبت میکند و میگوید که دیدن محبوب همچون بوسهای شیرین و دلفریب است.
هوش مصنوعی: دوستی و عشق با کسی مانند تو بسیار دلپذیر است و فدای تو شدن هم برایم کاری لذتبخش است.
هوش مصنوعی: عاشقی اگر تمامش پر از غم و درد باشد، اما اینکه کسی مثل تو دلدار باشد، دلتنگیها را شیرین میکند.
هوش مصنوعی: اگر وجود تو مانند خورشید باشد، حتی اگر به کفر نیز پیوند بخورد، آن کفر هم زیبا و دلنشین است.
هوش مصنوعی: گفتم که به خاطر دوری تو جانم در حال زوال است، او پاسخ داد که در آتش دوزخ، آتش تو بسیار دلپذیرتر است.
هوش مصنوعی: اگر بگویم بوسهای بده، اگرچه این حرفی دروغین باشد، اما حقیقتاً این درخواست خوشایند است.
هوش مصنوعی: به او گفتم که دل خود را باز کن و به من بده، اما او پاسخ داد که کدام درخت خشک و بیثمر مانند تو، خوشی و زیبایی دارد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چشم مستش ترک عیاری خوش است
زلف او هندوی طراری خوشست
جان فدای عشق جانان کن روان
گر تو را میلی به دلداری خوشست
بر سر دار فنا بنشین خوشی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.