در رخ یار خویشتن خندم
برگل و لاله و سمن خندم
هرگه آن سر و قد خرام کند
بر قد سرو در چمن خندم
گفتم از عشق خون همی گریم
گفت من بر چنین سخن خندم
تاکی ازدوست رغم دشمن را
چون بباید گریستن خندم
گوئی از ظن بیهده مگری
چون توی گریی چه سود، من خندم
تو بصد دیده میگری چو نشمع
تا چو گل من بصد دهن خندم
من مسکین بدست چو نتو حریف
گر نگریم بخویشتن خندم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان احساسات خود در برابر عشق و زیبایی میپردازد. او به خاطر زیبایی یار و طبیعتی چون گل و لاله خندهاش میگیرد و از تنهایی و درد دل خود میگوید. هرچند که او از عشق اشک میریزد، محبوبش با این احساسات بازی میکند و به او میخندد. شاعر همچنین به ایرادهایی که از درد و رنج عشق میگیرد میخندد و به نوعی انعطافپذیری و پذیرش روحی در برابر دشواریها را نشان میدهد. در نهایت، به رابطهاش با یار و تأثیر آن بر حال و روزش اشاره کرده و نشان میدهد که حتی در سختیها نیز شادیهایی وجود دارد.
هوش مصنوعی: من در چهره محبوبم میخندم و برای گل، لاله و سمن نیز لبخند میزنم.
هوش مصنوعی: هر بار که آن شخص با elegance و زیبایی خود وارد میشود، من در چمنزار مثل یک سرو به شادی میافتم.
هوش مصنوعی: گفتم از عشق اشک میریزم، او در پاسخ گفت به چنین حرفی میخندم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که از دوست ناراحتی و دشمنی وجود دارد، من چگونه باید گریه کنم، در حالی که میخندم؟
هوش مصنوعی: انگار از روی باورهای بیپایه و بیاساس تو، اگر تو به خاطر من گریه کنی، چه فایدهای دارد؟ من فقط میخندم.
هوش مصنوعی: تو با صد چشم به من نگاه میکنی مثل شمعی که نورش را میپراکند، در حالی که من با صد لبخند مثل گلی شاداب میخندم.
هوش مصنوعی: من آدم سادهای هستم و اگر تو به من توجه کنی، میتوانم به خودم بخندم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.