گنجور

 
جهان ملک خاتون

هرگه که گلی تازه به صبحم بنمود

کز دیدن آن فتوح روحم بفزود

زان گل بویی هنوز بر من نوزید

کش باد فنا ز پیش چشمم بربود

 
sunny dark_mode