درد دلم را ز تو گرچه نهان کردهام
شب همه شب بر درت ناله ز جان کردهام
در هوس روی تو ای بت مهروی من
پیک نظر در پیات مست و روان کردهام
روی دلارای تو ماه تمامست و من
نسبت قد تو را سرو روان کردهام
عشق تو سودم ولی هست به جانم زیان
در غم عشقت بسی سود و زیان کردهام
زود بیا ای نگار بی سببست انتظار
چون قدمت را نثار جان جهان کردهام
تا رخ زیبای تو گشت زلیخای حسن
یوسف جان در پیات جامه دران کردهام
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر احساسات عمیق عاشقانهاش را نسبت به معشوق بیان میکند. او هرچند درد دلش را پنهان کرده، اما شبها در برابر در معشوق ناله میزند. عشق به معشوق او را به مرز جنون رسانده و از زیبایی او به وجد آمده است. شاعر به تماشای معشوق و زیباییاش مشتاق است و تمنا دارد که او زودتر بیاید. در نهایت برای او این عشق توأم با سود و زیان است و به خاطر زیبایی معشوق، خود را فدای او کرده است.
هوش مصنوعی: هرچند که من درد دل خود را از تو پنهان کردهام، اما شبها به خاطر عشق تو با بیتابی و ناله در کنار در خانهات میگذرانم.
هوش مصنوعی: به خاطر آرزوی دیدن روی تو، ای معشوق زیبا، در حالی که به حالتی سرمست و سرشار از احساسات نشستهام، به تماشای زیباییات پرداختهام.
هوش مصنوعی: چهره دلبران تو مانند ماهی کامل میدرخشد و من به خاطر قامت زیبای تو، خود را مانند سروی استوار احساس میکنم.
هوش مصنوعی: عشق تو برای من مفید است، اما در عین حال برای جانم زیان آور است. من در غم عشق تو سود و زیانهای زیادی را تجربه کردهام.
هوش مصنوعی: عزیزم، زودتر بیا؛ بیدلیل منتظرت نیستم. چون من جان عالم را فدای قدمهای تو کردهام.
هوش مصنوعی: تا زمانی که صورت زیبا و جذاب تو مانند زلیخای عشق، جان و دل من را تسخیر کرده است، من در دل خود، لباس دل را از تن درآوردهام.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.