دلبر دلم ببرد و غم حال ما نداشت
وز جور شحنهای چو غمش بر دلم گماشت
بگزید دلبری و بپیچید سر ز ما
شرم و حیا ز روی من خسته دل نداشت
نقّاش روزگار همه صورت رخت
گویی درون دیدهٔ مهجور ما نگاشت
در باغ چون رخ تو بگو کی گلی شکفت
با قدّ تو کدام سهی سرو سرفراشت
نرگس چو دید قد بلندت ز سیم و زر
کرد او نثار مقدم وصل تو هرچه داشت
بگذشت و حال زار جهان دید و همچنان
ما را میان بحر غم و غصّه واگذاشت
عشقش برون نمیرودم از دل و دماغ
گویی که تخم مهر خود اندر جهان بکاشت


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر از درد فراق دلبر و غم ناشی از آن صحبت میکند. او به حسرت و ناتوانی در فراموش کردن محبوبش میپردازد و توصیفهایی از زیباییها و ویژگیهای دلبرش ارائه میدهد. همچنین تصاویر زیبایی از باغ و گلها به میان میآورد و نشان میدهد که چگونه عشق او بر زندگیاش تأثیر گذاشته است. در نهایت، شاعر احساس میکند که این عشق عمیق و پایدار او را در دریایی از غم رها کرده و فراموشی برایش ممکن نیست.
هوش مصنوعی: محبوب من دلم را برد و به حال ما توجهی نکرد و از ظلم و بیعدالتیی که بر من روا داشت، غمش را بر دلم گذاشت.
هوش مصنوعی: یک دلبر زیبا را برگزید و از ما که خسته و دلbroken هستیم، رو برگرداند و شرم و حیا از روی ما نداشت.
هوش مصنوعی: هنرمند زمان همه ویژگیهای چهرهات را گویی در دل چشمهای دورافتاده ما به ثبت رسانده است.
هوش مصنوعی: در باغ، هنگامی که چهره تو را میبینم، از خودم میپرسم که چه زمانی گلی به زیبایی تو شکوفا شده و کدام درخت سرو به بلندای قامت تو ایستاده است.
هوش مصنوعی: نرگس وقتی قد بلند تو را دید، تمام آنچه داشت را به پای تو نثار کرد.
هوش مصنوعی: زمان گذشت و او حال خراب و غمانگیز دنیا را مشاهده کرد، اما همچنان ما را در میان دریاهای اندوه و ناراحتی رها کرد.
هوش مصنوعی: عشق او از قلب و ذهنم نمیرود، انگار که دانهی محبتش را در جهان افکنده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دیدی که آن نگار سرو برگ ما نداشت
دل بستد از فلان و به دست غمش گذاشت
آن بس نبود کاو بستد دل ز دست ما
وآنگاه شحنه ای ز جفا بر دلم گماشت
گفتم مگر که ریش مرا مرهمی بود
[...]
کز هر شکنج و غم که در امکان سراغ داشت
در عهد زر خرید و بر اعضای خود گذاشت
در نینوا لوای نبی زد به خاک و خون
در یثرب آن علم که ابوبکر برفراشت
آبش ز خون آل علی داد این عمر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.