تو را گیسو نگارا چون کمندست
مرا دل در سر زلفت به بندست
تو را چشمان چو نرگس پر خمارست
لب لعل تو شیرینتر ز قندست
تو را قدّیست همچون سرو آزاد
بر او میل دل ما بین که چندست
به روی آتشین تو نگارا
دل و جان جهان بر وی سپندست
بجز جانی ندارم در غم تو
ز لعلت بوسهای ای جان به چندست
حیات جاودان خواهم به وصلت
چو بالای تواَم همّت بلندست
بلای جان ما آن زلف و خالست
که ما را در چنین دامی فکندهست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از زیباییهای معشوق سخن میگوید و ویژگیهای او را با تصاویری زیبا توصیف میکند. او گیسوان معشوق را به کمند تشبیه میکند که دلش را به بند کشیده و چشمان او را همچون نرگس پرخمار میداند. قد و قامت او را نیز با سروی آزاد مقایسه میکند و در کنار آن، شور و شوقی عمیق نسبت به عشق و آرزوی وصال را ابراز میکند. شاعر از رنجی که به واسطه غم معشوق تحمل میکند، سخن میگوید و به دلبستگی و احساس نیازش به او تأکید میکند، و در نهایت، آرزوی حیات ابدی را در سایه وصال معشوق بیان میکند.
هوش مصنوعی: موهای تو مانند دام و توری است که دل من را به زلفهای تو گرفتار کرده است.
هوش مصنوعی: چشمانت مانند گل نرگس خوابآلود و لبهایت شیرینتر از قند است.
هوش مصنوعی: تو قد و قامت زیبایی مانند سروهای بلند داری، در حالی که دل ما به تو علاقهمند است و ما نمیدانیم چه مقدار از عشق و محبتمان را نسبت به تو باید ابراز کنیم.
هوش مصنوعی: چشمان آتشین تو ای محبوب، دل و جان من و همهی جهان را تحت تأثیر خود قرار داده است.
هوش مصنوعی: جز جانم چیزی ندارم که در غم تو به کار ببرم. ای جان، بوسهای از لبانت را به چه قیمتی میخواهم؟
هوش مصنوعی: من برای رسیدن به حیات جاودان، به وصل تو تلاش میکنم، زیرا ارادهام مانند بلندی توست.
هوش مصنوعی: مشکل اصلی ما همان مو و خال زیبای توست که ما را به این وضعیت دشوار دچار کرده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مگر دُژخیم ویسه دُژ پسندست
که ما را اینچنین در غم فگندهست
که سگ گرچه بصورت ناپسندست
ولیکن در صفت جانش بلندست
خلاف وعده کردن ناپسندست
ببین کز وعده ی وصلِ تو چندست
مده دشنام ناخوش بوسه ای ده
چه زهرم می دهی آنجا که قندست؟
بترس از چشم شور و ابروی تلخ
[...]
نظر، کز راستی آید، بلندست
برون از راستی خود ناپسندست
سهی سرو مرا بالا بلندست
لب جان بخش او خوشتر ز قندست
منم در عشق او نالان همانا
نمیداند شب هجران که چندست
کسی داند درازی شب هجر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.