برون زین گنبد در بسته پیدا کرده ام راهی
که از اندیشه برتر می پرد آه سحر گاهی
تو ای شاهین نشیمن در چمن کردی از آن ترسم
هوای او ببال تو دهد پرواز کوتاهی
غباری گشته ئی آسوده نتوان زیستن اینجا
بباد صبحدم در پیچ و منشین بر سر راهی
ز جوی کهکشان بگذر ز نیل آسمان بگذر
ز منزل دل بمیرد گرچه باشد منزل ماهی
اگر زان برق بی پروا درون او تهی گردد
به چشمم کوه سینا می نیرزد با پرکاهی
چسان آداب محفل را نگه دارند و می سوزند
مپرس از ما شهیدان نگاه بر سر راهی
پس از من شعر من خوانند و دریابند و میگویند
جهانی را دگرگون کرد یک مرد خود آگاهی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از راهی سخن میگوید که فراتر از اندیشههاست و در سحرگاهان پدیدار میشود. او به شاهینی اشاره میکند که در چمن نشسته و ترس او از این است که آن پرنده به او پرواز کوتاهی عطا کند. شاعر بیان میکند که بر روی زمین نمیتوان آسوده زیست و باید از موانع عبور کرد. او همچنین به عظمت آسمان و کهکشان اشاره میکند و میگوید هرچند ممکن است دل از زندگی بمیرد، اما ارزشمندتر از آن وجود خداوند است. در نهایت، شاعر به این نکته میپردازد که پس از مرگش، شعرش ماندگار میشود و تأثیر او بر دنیای اطراف را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: از این گنبد محصور، راهی پیدا کردهام که فراتر از فکر و اندیشه رفته و در سحرگاهان لذتی شیرین را احساس میکنم.
هوش مصنوعی: ای شاهین که در باغ نشستهای، از این میترسم که مبادا هوای او باعث شود پروازت کوتاه بماند.
هوش مصنوعی: به خاطر وجود گرد و غبار، زندگی در اینجا راحت نیست. صبحگاه زود، در کنار پیچ جاده و نشستن بر سر راه مشکلی به وجود میآورد.
هوش مصنوعی: از جوی کهکشان عبور کن و از نیل آسمان بگذر، حتی اگر دل در خانهٔ ماه زندگی کند، باید از آن جا بیرون بیاید و بمیرد.
هوش مصنوعی: اگر آن برق، که نشانگر قدرت و عظمت است، در دل او فروکش کند و خالی شود، به نظر من کوه سینا هم به اندازه پر کاهی ارزش نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: چگونه میتوان آداب و رسوم مهمانی را رعایت کرد در حالی که ما شهیدان، در آتش عشق سوختهایم و دیگر چیزی از ما نمانده است که به آن بپردازیم؟
هوش مصنوعی: بعد از من، همه شعرهایم را خواهند خواند و متوجه خواهند شد که یک مرد با آگاهی، دنیایی را تغییر داده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نباشد بس عجب شاها! اگر شادی کند شاهی
ز چون تو شه، که شاهان چون ستاره اند و تو ماهی
چنان کز تو به نزدیک منست ای خسرو آگاهی
ز تو تا خسروان چندان بود کز ماه تاماهی
ایا مر گاه شاهی را به جای یوسف چاهی
[...]
به من بگذشت ناگاهی جهان افروز دل خواهی
قدش نازنده چون سروی رخش تابنده چون ماهی
ز قیرش بر سمن دامی ز مشکش پرشکر مهری
زسحرش در مژه تیغی ز سیمش در زنخ چاهی
بدو گفتم نگارینا زمانی مگذر از پیشم
[...]
الا ای نقش کشمیری الا ای حور خرگاهی
به دل سنگی به بر سیمی به قد سروی به رخ ماهی
شه خوبان آفاقی به خوبی در جهان طاقی
به لب درمان عشاقی به رخ خورشید خرگاهی
خوش و کش و طربناکی شگرف و چست و چالاکی
[...]
زهی ملک لطافت را وجودت نازنین شاهی
جهان عالم آرایت سپهر حسن را ماهی
ز مهر رویت ار عکسی فتد بر عالم خاکی
هزاران ماه کنعانی بر آرد سر ز هر چاهی
بگرد غنچه خندان در آمد سبزه خطت
[...]
نگاری کز رخ چون مه کند بر نیکوان شاهی
بهشتست او که اندر وی بیابی هرچه می خواهی
اگرچه عاشقانش را بهشت اندر نظر ناید
غلام هندوند اورا همه ترکان خرگاهی
ایا دنیا زتو گلشن بعشق تست جان درتن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.