چند بروی خودکشی پردهٔ صبح و شام را
چهره گشا تمام کن جلوهٔ ناتمام را
سوز و گداز حالتی است باده ز من طلب کنی
پیش تو گر بیان کنم مستی این مقام را
من بسرود زندگی آتش او فزوده ام
تو نم شبنمی بده لالهٔ تشنه کام را
عقل ورق ورق بگشت عشق به نکته ئی رسید
طایر زیرکی برد دانهٔ زیر دام را
نغمه کجا و من کجا ساز سخن بهانه ایست
سوی قطار می کشم ناقهٔ بی زمام را
وقت برهنه گفتن است من به کنایه گفته ام
خود تو بگو کجا برم هم نفسان خام را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عمیق و پیچیده انسانی میپردازد. شاعر به خودکشی و گذراندن روزها اشاره میکند و از زیباییها و ناتمام بودن زندگی سخن میگوید. او از عشق و حالتی از مستی سخن میگوید که در پی آن است. همچنین به تضادهای عقل و عشق اشاره میکند و نغمهها و آهنگها را به عنوان بیانی از احساسات خود مطرح میکند. در نهایت، شاعر از کنایه و غیرمستقیم بودن بیان احساساتش سخن میگوید و به جستجوی پاسخ درون خود میپردازد.
هوش مصنوعی: به مدت طولانی به زندگی ادامه دادهای، اکنون زمان آن است که جلوههای ناتمام خود را کامل کنی و در هر صبح و شام، چهرهی واقعی خود را به نمایش بگذاری.
هوش مصنوعی: احساس و شور و شوقی در من وجود دارد که اگر از من بخواهی، میتوانم حالتی از مستی و ویژگیهای این مقام را برایت بیان کنم.
هوش مصنوعی: من با سرود زندگی، آتش عشق خود را افزون کردهام. تو که شبنمی نمیدهی، به گل لالهٔ تشنه چه باید بگویی؟
هوش مصنوعی: عقل به تدریج و به طور تدریجی پیش رفت اما عشق ناگهان بهدرستی و با دقت به یک نکته مهم رسید. پرندهای که زیرک است، دانهای را که زیر دام پنهان شده بود، پیدا کرد.
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم به سرود بپردازم وقتی خودم در کجا هستم، سخن گفتن تنها بهانهای است و من در تلاش هستم تا شتر بیهدایت را به سمت مقصد بکشانم.
هوش مصنوعی: زمانی است که باید بهطور واضح سخن بگوییم. من به صورت غیرمستقیم اشاره کردهام، حال خودت بگو که به کجا بروم که همدردان نادان هم باشند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زلف چو مار او کشد در دهن بلا مرا
چون نروم که مو کشان می کشد اژدها مرا
همچو مگس در انگبین کوشش هرزه میکنم
دست ز خویش مگسلم تا تو کنی رها مرا
زخم دل از تو تابکی؟ صبر نماند و طاقتم
[...]
شانه زند چو کلک من طره مشکفام را
سرمه خامشی دهد طوطی خوش کلام را
فاخته کو، که بوسه بر کنج دهان من زند؟
سرو پیاده گفته ام شیشه سبز فام را
مرغ چمن رمیده ام زخمی خار آشیان
[...]
خواهی اگر نظر کنی حوصله امام را
بین که چگونه میکشد خسرو تشنه کام را
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.