من هیچ نمیترسم از حادثهٔ شبها
شبها که سحر گردد از گردش کوکبها
نشناخت مقام خویش افتاد به دام خویش
عشقی که نمودی خواست از شورش یاربها
آهی که ز دل خیزد از بهر جگرسوزی است
در سینه شکن او را آلوده مکن لبها
در میکده باقی نیست از ساقی فطرتخواه
آن می که نمیگنجد در شیشهٔ مشربها
آسوده نمیگردد آن دل که گسست از دوست
با قرأت مسجدها با دانش مکتبها
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عدم ترس خود در برابر حوادث شبانه سخن میگوید و به زیباییهای شب و گردش ستارهها اشاره میکند. او بیان میکند که عشق، به ویژه وقتی که با شور و اشتیاق توأم است، میتواند انسان را به دام بیندازد. همچنین، او از درد و آه درونی صحبت میکند و خواستار عدم آلودگی دل با سخنان ناپسند است. شاعر همچنین به کمبود ساقی و نوشیدنی حقیقی در میکده اشاره میکند و در نهایت، از دلهای آشفتهای که از دوستان دور ماندهاند، یاد میکند و تأکید میکند که چنین دلهایی نمیتوانند آرامش پیدا کنند.
هوش مصنوعی: من از اتفاقات شبها نمیترسم، چون میدانم که با آمدن صبح و چرخش ستارهها، همه چیز روشن میشود.
هوش مصنوعی: کسی که ارزش و مقام واقعی خود را نمیشناسد، به دام و مشکلات خود گرفتار میشود. عشقی که تو به نمایش گذاشتی، از شدت احساس و هیجان، به زاری و درخواستهای مکرر بدل شده است.
هوش مصنوعی: این شعر به حس عمیق و دردناک اشاره دارد که از درون انسان برمیخیزد. نویسنده بیان میکند که اندوه و غم در دل او ایجاد شده و نباید این احساسات را با کلمات و لبخندها نادیده گرفت یا آلوده کرد. در واقع، این آه نماد درد و رنجی است که در وجود او وجود دارد و نشاندهندهی نیاز به ابراز صادقانهی احساسات است.
هوش مصنوعی: در میکده دیگر خبری از ساقی نیست و آن نوشیدنی که همه خواهانش هستند، در ظرفهای معمولی جا نمیشود.
هوش مصنوعی: دل کسی که از دوست دور شده، هرگز آرامش نخواهد یافت، حتی اگر به خواندن قرآن در مسجد و تحصیل در مکتب مشغول باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ریزم ز مژه کوکب بیماهرخ شبها
تاریک شبی دارم با این همه کوکبها
چون از دل گرم من بگذشت خدنگ تو
از بوسه پیکانش شد آبلهام لبها
از بس که گرفتاران مردند به کوی تو
[...]
بیروی تو شد تیره از اشک مرا شبها
روشن نشود شبها بیماه ز کوکبها
از تیرگی هجرت شد روز و شبم یکسان
کز شب سیهم روز است وز روز سیه شبها
عشاق که از هجرت کردند تهی قالب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.