ز رسم و راه شریعت نکرده ام تحقیق
جز اینکه منکر عشق است کافر و زندیق
مقام آدم خاکی نهاد دریا بند
مسافران حرم را خدا دهد توفیق
من از طریق نپرسم ، رفیق می جویم
که گفته اند نخستین رفیق و باز طریق
کند تلافی ذوق آنچنان حکیم فرنگ
فروغ باده فزون تر کند بجام عقیق
هزار بار نکو تر متاع بی بصری
ز دانشی که دل او را نمی کند تصدیق
به پیچ و تاب خرد گرچه لذت دگر است
یقین ساده دلان به ز نکته های دقیق
کلام و فلسفه از لوح دل فروشستم
ضمیر خویش گشادم به نشتر تحقیق
ز آستانهٔ سلطان کناره می گیرم
نه کافرم که پرستم خدای بی توفیق
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به تأمل و جستجوی حقیقت و عشق میپردازد و از سعی و تلاش برای درک عمیقتری از مقام انسان و رابطهاش با خدا سخن میگوید. او به این نکته اشاره میکند که خداوند به مسافران راه عشق توفیق میدهد و خودش به دنبال رفیقی میگردد که بتواند او را در این مسیر یاری کند. همچنین به نقد دانش superficial (سطحی) میپردازد که نمیتواند دل را قانع کند. شاعر در نهایت از فلسفه و کلام فاصله میگیرد و به سادگی ایمان و دل سپردن به خدا توجه میکند.
هوش مصنوعی: من در اصول و روشهای دین تحقیق نکردهام، جز این که بدانم کسی که عشق را انکار کند، کافر و بیدین است.
هوش مصنوعی: مقام انسانی آدمی را مانند دریا قرار داده است و خداوند به مسافران حرم توفیق میدهد.
هوش مصنوعی: من به دنبال دوستی هستم که اول راه را نشان دهد، تا بتوانم بدون پرس و جو و تحقیق، مسیر را پیدا کنم.
هوش مصنوعی: ذوق و سلیقهٔ حکیم فرنگی در تلافی بهگونهای است که با نوشیدن باده، حرارت و شگفتی بیشتری به جام عقیق میبخشد.
هوش مصنوعی: دستساختهای که از چشمی نازک ساخته شده، اگر هزار بار هم بهتر باشد، از دانشی که قلبش آن را تایید نمیکند، ارزش کمتری دارد.
هوش مصنوعی: در این بیت اشاره شده که افراد باهوش و خردمند ممکن است از زندگی لذتهای مختلفی ببرند، اما کسانی که دل سادهتری دارند، از درک نکات ریز و دقیق محروماند. آنها ممکن است به سادگی زندگی را تجربه کنند و از پیچیدگیها و ظرافتهای آن بیخبر باشند.
هوش مصنوعی: با تلاش و کنجکاوی در درون خودم را کاوش کردهام و از اندیشه و گفتار خویش فاصله گرفتم تا به شناخت بهتری از حقیقت دست پیدا کنم.
هوش مصنوعی: از درگاه سلطان دور میشوم، نه به این دلیل که کافر هستم، بلکه به خاطر این که خدایی را میپرستم که سعادتی به من نمیدهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
فریفت یار شکربار من مرا به طریق
که شعر تازه بگو و بگیر جام عتیق
چه چاره آنچ بگوید ببایدم کردن
چگونه عاق شوم با حیات کان و عقیق
غلام ساقی خویشم شکار عشوه او
[...]
اگر تو جهد کنی با تو می رود توفیق
رفیقِ راه تو توفیق به علی التحقیق
اگر مشاهده خواهی برو مجاهده کش
به پایِ جهد میسّر شده ست قطعِ طریق
سفینه واسطه ی مَخلص است بی ملاّح
[...]
دلم ببوسه شکر خواست زآن لب چو عقیق
ولیک نیست مرا دولت و ترا توفیق
بکارگاه جمال تو در همی سازند
سمن ببوی بنفشه شکر برنگ عقیق
مدام مستم چون ریخت ساقی جنت
[...]
مقامِ امن و مِیِ بیغَش و رَفیقِ شَفیق
گَرَت مُدام مُیَسَّر شود زِهی توفیق
جهان و کارِ جهان جمله هیچ بَر هیچ است
هزار بار من این نکته کردهام تحقیق
دریغ و دَرد که تا این زمان ندانستم
[...]
به وقت گل چو به کف برنهی شراب رحیق
بنوش جام مروّق به یاد لعل رفیق
بیار ساقی گلرخ می خمار شکن
به بوی مشک و صفای گلاب و رنگ عقیق
صفای دل می صافیست بار ها گفتم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.