گنجور

 
اقبال لاهوری

فروغ خاکیان از نوریان افزون شود روزی

زمین از کوکب تقدیر ما گردون شود روزی

خیال ما که او را پرورش دادند طوفانها

ز گرداب سپهر نیلگون بیرون شود روزی

یکی در معنی آدم نگر از من چه می پرسی

هنوز اندر طبیعت می خلد موزون شود روزی

چنان موزون شود این پیش پا افتاده مضمونی

که یزدان را دل از تأثیر او پر خون شود روزی

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
بابافغانی

نه خوی نازکت از غیر دیگرگون شود روزی

نه این رشک از دل پر خون من بیرون شود روزی

به اندک گرمی اغیار دشمن گشته‌ای با من

معاذ الله اگر این دوستی افزون شود روزی

ببزمت داشتم جامی بصد شادی ندانستم

[...]

اقبال لاهوری

فروغ مشت خاک از نوریان افزون شود روزی

زمین ازکوکب تقدیر او گردون شود روزی

خیال او که از سیل حوادث پرورش گیرد

ز گرداب سپهر نیلگون بیرون شود روزی

یکی در معنی آدم نگر از ما چه می پرسی

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه