گنجور

 
اقبال لاهوری
 

مرغی ز آشیانه به سیر چمن پرید

خاری ز شاخ گل بتن نازکش خلید

بد گفت فطرت چمن روزگار را

از درد خویش و هم ز غم دیگران تپید

داغی ز خون بی گنهی لاله را شمرد

اندر طلسم غنچه فریب بهار دید

گفت اندرین سرا که بنایش فتاده کج

صبحی کجا که چرخ درو شامها نچید

نالید تا به حوصلهٔ آن نوا طراز

خون گشت نغمه و ز دو چشمش فرو چکید

سوز فغان او بدل هدهدی گرفت

با نوک خویش خار ز اندام او کشید

گفتش که سود خویش ز جیب زیان بر آر

گل از شکاف سینه زر ناب آفرید

درمان ز درد ساز اگر خسته تن شوی

خوگر به خار شو که سراپا چمن شوی

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سایت علامه اقبال | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.