گنجور

 
اقبال لاهوری
 

عقاب دوربین جوئینه را گفت

نگاهم آنچه می بیند سراب است

جوابش داد آن مرغ حق اندیش

تو می بینی و من دانم که آب است

صدای ماهی آمد از ته بحر

که چیزی هست و هم در پیچ و تاب است