گنجور

 
حسین خوارزمی

دو چشم کز هوس روی دوست تر داریم

اگر ز گریه شود چشمه دوستتر داریم

بهیچ باب از این در طریق رفتن نیست

کجا رویم از این در کدام در داریم

ببوستان رضایت شکفته همچو گلیم

چو لاله گرچه بسی داغ بر جگر داریم

اگر تو نیش زنی همچو شهد نوش کنیم

که از جراحت تو راحت جگر داریم

در آتشیم ز دست غمت ولیک خوشیم

که از حلاوت غمهای تو خبر داریم

صفا نماند بعالم بیا که از سر صدق

دل از تعلق آن تیره خاک برداریم

وداع همنفسان کن حسین و رخت ببند

که رفت قافله ما هم سر سفر داریم

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
سلیم تهرانی

ز لاله و گل این باغ، کی خبر داریم

گل همیشه بهار جنون به سر داریم

به راه شوق همین کار با کف پا نیست

تنی پرآبله چون رشتهٔ گهر داریم

فضای سینه چنان زین چمن به ما تنگ است

[...]

فیاض لاهیجی

دلا هنوز امیدی به چشم تر داریم

گمان صد اثر از آه بی‌اثر داریم

اگر اجازت آهی دهی به قوّت ضعف

امید هست که خود را ز خاک برداریم

پس از شکست به ساحل رسد سفینة موج

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه