عاشقان چون با خیال یار خود پرداختند
خلوت دل را ز غیر دوست خالی ساختند
هر دم از نور تجلی چهره ها افروختند
در سعادت بر سر عالم علم افراختند
تا ز اکسیر سعادت مس خود را زر کنند
نقد دل در بوته سودای او بگداختند
از جمال دوست ناگه عید اکبر یافته
تیغ قربان بر سر نفس بهیمی آختند
حال این آشفتگان درد را از ما بپرس
کاندرین گوشه بذکر دوست چون پرداختند
گه چو عود از آتش هجر عزیزان سوختند
گه چو نی با شکر لبهای جانان ساختند
منزل ادنای ایشان قاب قوسین آمده
اسب همت را چو در میدان وحدت تاختند
چون دل پردرد ایشان تختگاه عشق شد
رخت غیر از گوشه خاطر برون انداختند
نقد جان اندر قمارستان وحدت ای حسین
با حریف نرد درد عاشقی درباختند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: عاشقان با خیال یار خود در دل، تنها از دوست پرداخته و در این وادی، زندگی و خوشی را تجربه کردند. آنها هر لحظه از روشنایی چهره محبوب خود بهرهمند بوده و بر سر جهان علم و معرفت را برافراشتند. با عشق به دوست و رهایی از بندهای غیر، به جستجوی سعادت و کمال پرداختند و در این مسیر، درد و رنجهای هجران را تحمل کردند. عاشقان با تلاشی خستگیناپذیر در میدان عشق و وحدت، خود را به قیمتی ارزشمند رسانده و تمامی آلام خویش را در فضای محبت به فراموشی سپردند. در نهایت، آنها در قمار عشق، جان خود را به خطر انداختند و در این بازی عشق، از دست رفتند.
هوش مصنوعی: عاشقان وقتی به یاد محبوب خود میپردازند، دل خود را از هر چیز دیگری خالی کرده و تنها به محبت او مشغول میشوند.
هوش مصنوعی: هر لحظه نور زیبایی چهرهها را میدرخشد و در خوشبختی، علم و دانش را بر سر مردم قرار دادهاند.
هوش مصنوعی: افرادی که در پی دستیابی به خوشبختی هستند، قلب و دل خود را در عشق او فدای خود کرده و با تلاش و کوشش، خود را به بالاترین مقام میرسانند.
هوش مصنوعی: ناگهان، زیبایی معشوق باعث شد که روز بزرگی فرابرسد و تیغ قربانی کردن نفس حیوانی بر سر او فرود آمد.
هوش مصنوعی: احوال این بیچارگان را از ما بپرسید؛ چرا که در این گوشه، به یاد دوست، چگونه دردمندانه به خود مشغول شدهاند.
هوش مصنوعی: در مواقعی، انسان مانند عود به خاطر دوری از عزیزانش میسوزد و در مواقع دیگر مانند نی، با لبهای شیرین محبوبش، آهنگ زندگی را میآفریند.
هوش مصنوعی: مکان نزدیک آنها به منزلی رسیده است که در آن خوشبینی و امید به اوج خود میرسد، مانند اسبی که در میدان وحدت با تمام قدرت میتازد.
هوش مصنوعی: دلهای پر درد آنها به مکانی برای عشق تبدیل شده است و غیر از یاد و خاطرات، هر چیز دیگری را از خود دور کردهاند.
هوش مصنوعی: ای حسین، در دنیای عشق و اتحاد، جان خود را در قمار عشق با رقبایت به خطر انداختی و در این راه شکست خوردی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
غیرت سلطان عشقش چون ز سر معلوم شد
حجره دل خاص با سودای او پرداختند
در گذشتند از زمان و از مکان مرغان او
در هوای بی نیازی آشیانها ساختند
تا ز عشق اهل نظر آیینهای برساختند
دوست را هریک به قدر دید خود بشناختند
در مقامر خانهٔ وحدت که کوی نیستی ست
عاشقان در داو اول خویش را در باختند
گوشه گیران را از این دولت چه بهتر کز نخست
[...]
در سپاهان شاه و نزدیکان سپاهی ساختند
جانب بغداد بهر رزم ترکان تاختند
ترکیان بهر شبیخون تیغ هندی اختند
سوی اینان تاختند ویار اینان ساختند
لشکر طهماسب شه از بیم دلها باختند
[...]
لیک فرزندان او قدرِ وُرا نشناختند
جسمِ پاکش را لگدکوبِ اَجانِب ساختند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.