گنجور

شمارهٔ ۸۵

 
همام تبریزی
همام تبریزی » غزلیات
 

هوس عمر عزیزم ز برای تو بود

بکشم جور جهانی چو رضای تو بود

در ازل جان مرا عشق تو هم صحبت بود

تا ابد در دل من مهر و وفای تو بود

جای افسر شود آن سر که به پای تو رسد

پادشاهی کند آن کس که گدای تو بود

هست امیدم که نمایی تو خداوندی ها

ور نه از بنده چه آید که سزای تو بود

خجلم زان که فرود آمده ای در دل تنگی

چیست این منزل ویرانه که جای تو بود

روی خوب تو شد انگشت نمای خورشید

مه نو کیست که انگشت نمای تو بود

سال ها سجده صاحب نظران خواهد بود

بر زمینی که نشان کف پای تو بود

راحت روح و فتوح دل مشتاقان است

هر حدیثی که در و وصف و ثنای تو بود

سخنی لایق سمعت نبود ور باشد

هم غزل های همام ابن علای تو بود



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ایرانی نوشته:

سال ها سجده صاحب نظران خواهد بود

بر زمینی که نشان کف پای تو بود.

👆☹

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید