گنجور

شمارهٔ ۷۳

 
همام تبریزی
همام تبریزی » غزلیات
 

بنامیزد چنانت آفریدند

که پنداری ز جانت آفریدند

نمیدانم ز جان خوشتر چه باشد

که تا گویم که زانت آفریدند

البت کاب حیات ازوی چکان است

مگر زاب دهانت آفریدند

تماشاگاه جانم را بهشتی

بدان سرو روانت آفریدند

دهانت با میان هر لحظه گوید

که چون من بی نشانت آفریدند

به رویت کی رسد رویم که او را

برای آستانت آفریدند

قرار عاشقانت برد سحری

که در چشم و زبانت آفریدند

ز زخمت صیددلها چون برد جان

که با تیر و کمانت آفریدند

همام آن روز می ورزید عشقت

که جان عاشقانت آفریدند



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محمد نوشته:

از ابتدای مصرع اول بیت سوم «ا» را بردارید که وزن درست شود و بیت معنی پیدا کند.

👆☹

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید