گنجور

شمارهٔ ۴۹

 
همام تبریزی
همام تبریزی » غزلیات
 

از وقت صبح هست دلم را صفای صبح

جانم منور است به نور لقای صبح

از باد صبح گشت معطر دماغ من

دارد دلم همیشد هوای هوای صبح

یابد یقین ز ظلمت بیگانگی خلاص

هر جان آشنا که شود آشنای صبح

از تیغ صبح لشکر شب منهزم شود

تا شاه اختران بود اندر قفای صبح

ای شب جمال صبح سزای تو می دهد

جز روی یار من ندهد کس سزای صبح

این منزل لطافت جای قرار نیست

چون وصل دوست ازان شد لقای صبح



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور