گنجور

شمارهٔ ۲۶

 
همام تبریزی
همام تبریزی » غزلیات
 

رویت به هر انجمن دریغ است

سرو تو به هر چمن دریغ است

جایی که سخن رود ز رویت

وصف گل و نسترن دریغ است

در دست نسیم صبحگاهی

آن زلف پر از شکن دریغ است

کس را نرسد حدیث آن لب

کان خود به زبان من دریغ است

اندام لطیف نازک دوست

در صحبت پیرهن دریغ است

وصف لب خویش خویشتن گوی

در هر دهن آن سخن دریغ است

شهری چو همام اگر بمیرند

یک پرسش از آن دهن دریغ است



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید