گنجور

شمارهٔ ۲۱۶

 
همام تبریزی
همام تبریزی » غزلیات
 

ای گل از غنچه کی برون آیی

که شدم ز انتظار سودایی

بلبلان را نمی برد شب خواب

تا سحرگه نقاب بگشایی

با صبا گفته ای که می آیم

من و این مژده و شکیبایی

گرچه پیشم هزار تن بیشند

بی تو جان میدهم ز تنهایی

دیده در آرزوی دیدارت

وعده یی میدهد به بینایی

بر سر چشم من قدم نه تا

جویباری به گل بیارایی

تشنه در اشتیاق آب حیات

سوخت خود رحمتى نفرمایی

هر نظر محرم جمال تو نیست

دیده ها زان شدند هرجایی

از حدیثت همام را ذوقی

به زبان می رسد ز گویایی



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید