گنجور

شمارهٔ ۱۸۴

 
همام تبریزی
همام تبریزی » غزلیات
 

گفت از برای چیدن گل در چمن شدی

کاشفته بر بنفشه و برگ سمن شدی

آخر نسیم گل اثر بوی ما نداشت

تا فتنه بر شمایل هر نارون شدی

گل را چه نسبت است بدر وی نکوی من

یوسف ندیده ای که بی پیرهن شدی

ازمات شرم باد که پیمان شکن شدی

جان را به جا گذاشتی و سوی تن شدی

تا در چمن به بوی که بی خویشتن شدی

در حسن ما بگو که چرا طعنه زن شدی

تا باشدت بهانه که بر بوی من شدی

شرمت نبود تا به کدام انجمن شدی



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید