گنجور

شمارهٔ ۱۷۹

 
همام تبریزی
همام تبریزی » غزلیات
 

ماه رویا دوش عزم جام و ساغر کرده ای

خواب دوشین در کنار بار دیگر کرده ای

دشمنم را تا سحر گه شمع مجلس بوده ای

وز فروغ چهره ایوانش منور کرده ای

حلقه های زلف را یکیک زهم بگشوده ای

بزم را از نکهت عنبر معنبره کرده ای

تانگردد همدمت از تلخی می ترش روی

زان لب شیرین دهانش پر زشر کرده ای

دوستان را بر سر می هرکسی یاد آورد

دوش گویی با حریفان یاد چاکر کرده ای

نرگست امروز با رویت گواهی میدهد

کا نچه می گویم شب دوش ایسمن بر کرده ای

از همام احوال دوشین را نمی یاری نهفت

کودکی این شیوه پندارم که کمتر کرده ای



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید