شاه تیری که در کمان پیوست
چون فکندش بر آسمان پیوست
تیر چون دید کز جفای کمان
ماند از دستبوس شاه جهان
بیخود افگند ز آسمان خود را
بر زمین زد همان زمان خود را
خویشتن را به قصد جنگآراست
به کمان گفت: ای کج ناراست
از کجی گه بر آتشت دارند
گاه اندر کشاکشت دارند
شرم دار از قد شکستهٔ خویش
وز میان شکسته بستهٔ خویش
پیری و بهر دستگیری تو
قد من شد عصای پیری تو
هست بی من بسی شکست تو را
که نگیرد کسی به دست تو را
چون ز تیری و کمان سخن گویند
نام تو بعد نام من گویند
پیش بازوی پردلان ننگی
با وجودی که صد من سنگی
جانب خود مکش به زور مرا
زانکه خواهی فگند دور مرا
داری از دست سرکشی کردن
طوق و زنجیر و بند در گردن
خلق پیشت کشند صد ره بیش
تو همان پس روی، نیایی پیش
این صفتها طریق پیران نیست
لایق طور گوشهگیران نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن دربارهی یک تیر و کمان و گفتگوهای آنهاست. تیر که در کمان جا میگیرد، احساس خیانت و نارضایتی میکند. وقتی تیر از دست شاه جدا میشود، به زمین میافتد و نارضایتی خود را ابراز میکند. او با کمان صحبت کرده و از کجی و ناتوانیهایش انتقاد میکند. تیر بر این باور است که کمان بدون او نمیتواند به هدف بزند و از او میخواهد که به خود بیاید و از خود خجالت بکشد. تیر به کمان یادآوری میکند که وجودش به او ارزش و قدرت میدهد و بدون او، شکستها بر او غلبه خواهد کرد. در نهایت، تیر خواستار احترام و توجه کمان به خود و همدلی با اوست و بر این نکته تأکید میکند که این نوع رفتارها مناسب افراد بزرگ و باارزش نیست.
هوش مصنوعی: شاه، تیر را در کمان قرار میدهد و وقتی آن را پرتاب میکند، تیر به آسمان میرود و با آن پیوسته میشود.
هوش مصنوعی: زمانی که تیر متوجه شد که به علت بیمهری کمان، از دستان پادشاه جهان دور مانده است.
هوش مصنوعی: بدون دلیل از آسمان به زمین افتاد و بلافاصله خود را نیز از دست داد.
هوش مصنوعی: شخصی تصمیم گرفته تا برای رویارویی و مبارزه آماده شود و به کمان خود میگوید: ای کمان، چرا اینگونه کج و نادرست هستی؟
هوش مصنوعی: گاهی در میانهی борь و تلاطم، از دشواریهای زندگی که تو را به سمت اشتباهات میبرد، میتوان سوزش و آتش را احساس کرد.
هوش مصنوعی: از قد کوتاه و نقصهای خود خجالت بکش و به یاد بیاور که این کمبودها بخشی از وجود تو هستند.
هوش مصنوعی: در اینجا گفته شده که هرچند پیری را تجربه میکنیم، اما هنوز به خاطر کمکهایی که از تو دریافت میکنم، احساس قدرت و پشتیبانی دارم. قد و قامت من به مانند عصای تو در پیری، به من تکیهگاه میدهد و حامی من است.
هوش مصنوعی: تنهایی من باعث شده که هیچکس نتواند به تو نزدیک شود و تو را در دست بگیرد.
هوش مصنوعی: وقتی از تیر و کمان صحبت میشود، نام تو بعد از نام من بر زبان میآید.
هوش مصنوعی: در برابر نیروی افراد شجاع، حتی اگر سنگین و محکم باشی، احساس شرمندگی و ناتوانی میکنی.
هوش مصنوعی: به خودت فشار نیاور تا من را دور کنی، چون نمیخواهی از من دور باشی.
هوش مصنوعی: تو در حال سرکشی و نافرمانی هستی و این باعث شده که خود را در قید و بند و زنجیر بگذاری.
هوش مصنوعی: خلق به سوی تو میآیند و از هر سو تو را میخواهند، اما تو همچنان به عقب برمیگردی و پیش نمیآیی.
هوش مصنوعی: این ویژگیها مخصوص افراد با تجربه نیست و برای کسانی که به دوری و انزوا علاقه دارند، مناسب نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.