گنجور

غزل شمارهٔ ۶۴

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

جان من، الله الله! این چه تنست؟

نه تن تست، بلکه جان منست

این که گل در عرق نشست و گداخت

همه از انفعال آن بدنست

صد سخن گفتمت، بگو سخنی

کین همه از برای یک سخنست

هست دشنام تلخ تو شیرین

چون نباشد؟ کزان لب و دهنست

یک شب از در درآ، که ماه رخت

شمع بزم و چراغ انجمنست

پیش روی تو شمع در فانوس

هست آن مرده ای که در کفنست

کشتی و سوختی هلالی را

هر چه کردی بجای خویشتنست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام