گنجور

غزل شمارهٔ ۳۹۹

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

زهی شراب لبت مایه طربناکی!

نموده نرگس مستت هزار بی باکی

گذر بدامن پاکت نکرده باد صبا

کجا شکفت گلی در چمن بدین پاکی؟

بیک کرشمه، که کردی، هزار دل بردی

تبارک الله ازین چابکی و چالاکی!

نشسته ام برهت چون غبار و می ترسم

که ناگهان بکشی دامن از من خاکی

جواب تلخ شنیدن ز لعل میگونت

چو تلخی می ناب آورد فرحناکی

تن ضعیف هلالی بهیچ لایق نیست

جزین که بر سر آتش نهی بخاشاکی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام