گنجور

غزل شمارهٔ ۳۸۵

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

رفتی، ای ماه، که از مهر وفا میکردی

کاش! میبودی و صد گونه جفا میکردی

از تو روزی که بصد درد جدا می گشتم

کاشکی! بند من از بند جدا میکردی

کارم از چاره گذشتست، طبیبا، برخیز

پیش ازین درد مرا کاش! دوا میکردی

یارب، آن روز کجا شد که تو از گوشه چشم

گاه گاهی نظری جانب ما میکردی؟

شاه خوبانی و فکر من و درویشت نیست

وه! چه میبود که پروای گدا میکردی؟

چون ترا طاقت آزار نبودست، ای دل

میل خوبان دلازار چرا میکردی؟

ای خوش آن روز، هلالی، که بخلوتگه ناز

یار دشنام تو میگفت و دعا میکردی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام