گنجور

غزل شمارهٔ ۳۲۳

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

دلا، زان لب زلال خضر می خواهی، خیالست این

ز آتش آب می جویی، تمنای محالست این

کسان گویند: هر جوینده ای یابنده می باشد

ترا می جویم و هرگز نمی یابم، چه حالست این؟

قدت را نی الف می خوانم و نی سرو می گویم

بلند و پست چون گویم؟ که دور از اعتدالست این

بهجرانش دم آبی که می گردد نصیب من

جدا زان لب حرامم باد! اگر گویم: حلالست این

بشام غم، هلالی، بسکه زار و ناتوان گشتی

کسی ناگاه اگر بیند ترا، گوید: هلالست این!

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام