گنجور

غزل شمارهٔ ۳۱۴

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

ای قدت نازک نهال جویبار چشم من

لطف کن، برخیز و بنشین بر کنار چشم من

چشم مردم را غبار از گرد میباشد، ولی

میبرد گرد سر کویت غبار چشم من

اشک من هر کس که دید از کار چشمم دست شست

گوشه چشمی گرفت از دست کار چشم من

قطره خون بود کز دل داشت چشمم یادگار

برکنار افتاد اکنون یادگار چشم من

گر بروی من، هلالی، سیل اشک آمد چه شد؟

تا چها آید هنوز از رهگذار چشم من؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام