گنجور

غزل شمارهٔ ۲۸۲

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

روز عیدست، سر راهگذاری گیریم

ماهرویی بکف آریم و کناری گیریم

شاهدان دست بخون دل ما کرده نگار

ما درین غم که: کجا دست نگاری گیریم؟

گرد خواهیم شد و دامن آن یار گرفت

تا باین شیوه مگر دامن یاری گیریم

بی قراریم و بمنزلگه وصل آمده ایم

آه! اگر چرخ نخواهد که قراری گیریم

ما بجان صید سواران کمان ابروییم

کشته گردیم که: فتراک سواری گیریم

عاشقانیم و ز کار همه عالم فارغ

ما نه آنیم که هرگز پی کاری گیریم

عید شد، خیز، هلالی، که بعشرتگه باغ

جام گلگون ز کف لاله عذاری گیریم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام