گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۸

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

عاشقان، هر چند مشتاق جمال دلبرند

دلبران بر عاشقان از عاشقان عاشق ترند

عشق می نازد بحسن و حسن می نازد بعشق

آری، آری، این دو معنی عاشق یکدیگرند

در گلستان گر بپای بلبلان خاری خلد

نو عروسان چمن صد جامه بر تن میدرند

جان شیرین با لبت آمیخت، گویا، در ازل

گوهر جان من و لعل تو از یک گوهرند

ای رقیب، از منع ما بگذر، که جانبازان عشق

از سر جان بگذرند، اما ز جانان نگذرند

مردم و رحمی ندیدم زین بتان سنگدل

من نمی دانم مسلمانند، یا خود کافرند؟

با تن لاغر، هلالی، از غم خوبان منال

تن اگر بگداخت، با کی نیست، جان می پرورند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر