گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۵

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

دلم رفت و جان حزین هم نماند

ز عمر اندکی ماند و این هم نماند

سرم خاک آن در شد و زود باشد

که گردش بروی زمین هم نماند

نشسته بخون مردم چشم، دانم

که در خانه مردم نشین هم نماند

چه هر دم بناز افگنی چین بر ابرو؟

مناز، ای بت چین، که چین هم نماند

گر افتاده خاکساری بمیرد

سهی قامت نازنین هم نماند

هلالی، اگر نیست حالت چو اول

مخور غم، که آخر چنین هم نماند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.