گنجور

غزل شمارهٔ ۱۲۹

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

نگسلد رشته جان من از آن سرو بلند

این چه نخلیست که دارد برگ جان پیوند؟

آه! از آن چشم، که چون سوی من افگند نگاه

چاکها در دلم از خنجر مژگان افگند

گر دهم جان بوفایش نپسندد هرگز

آه! از آن شوخ جفا پیشه دشوار پسند!

گر نگیرد ز سر لطف و کرم دست مرا

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند

منم از چشم تو قانع بنگاهی گاهی

وز تمنای میانت بخیالی خرسند

صد رهم بینی و نادیده کنی، آه ز تو!

حال من دیدن و این گونه تغافل تا چند؟

مهر رخسار تو، چون ذره، پریشانم ساخت

شوق خال تو مرا سوخت بر آتش چو سپند

شب هجر تو، هلالی، ز خراش دل خویش

چاک زد سینه، بنوعی که دل از خود بر کند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

محمد نوشته:

وقتی یاد کارهای روحانی رییس جمهور وقت ایران میفتم ناخود اگاه میگم آه از آن شیخ جفا پیشه دشوار پسند!

👆☹

۸ نوشته:

ای کاش دشوار پسند بود!!!
گدا منش است،شیخ و…….

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام