هوش مصنوعی: در این ابیات شاعر از درد و غم خود صحبت میکند. او میگوید که از غم عشقش دلش باز نخواهد شد، اما طرف مقابل در پاسخ میگوید که چرا اینقدر فضولی میکند که آیا دلش باز میشود یا نه. همچنین اشاره میکند که چرا باید از سنگینی دل خود شکایت کند وقتی که غم مربوط به همه است و نباید باری بر دوش دلها باشد.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این ابیات شاعر از درد و غم خود صحبت میکند. او میگوید که از غم عشقش دلش باز نخواهد شد، اما طرف مقابل در پاسخ میگوید که چرا اینقدر فضولی میکند که آیا دلش باز میشود یا نه. همچنین اشاره میکند که چرا باید از سنگینی دل خود شکایت کند وقتی که غم مربوط به همه است و نباید باری بر دوش دلها باشد.
هوش مصنوعی: گفتم که از درد و غم تو، دل من هیچ وقت باز نمیشود. او گفت: چه حرف بیموردی میزنی، ممکن است که باز شود یا نشود.
هوش مصنوعی: بیهوده از سنگینی دل شکایت نکن. اگر غم، غم ماست، پس دلها سنگین نمیشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زین پس دل من بمهر یکتا نشود
وین عشق کهن گشته مطرا نشود
آن آینه که عکس روی تو گرفت
روی من ازان آینه پیدا نشود
تا وسوسهٔ عشق مهیّا نشود
بی صدق و صفا عیش مهنّا نشود
دنیا ندهی زدست و دین می طلبی
این هر دو به یک جای مهیّا نشود
تا پای کسی سلسله آرا نشود
او را سر قدر آسمان سا نشود
باز ار نشود صید و نیفتد در قید
او را به سر دست شهان جا نشود
هرگز چشمم به روی او وانشود
کز موج نگاه دیده دریا نشود
همچون مژه زیاده در دیده خلد
گر نیم نگه صرف تماشا نشود
تا پای تو سر، سر تو تا پا نشود
از رشتهٔ کار تو گره وانشود
نفست گوید فنا شدم حق گشتم
باور نکنی که خر مسیحا نشود
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.