گنجور

 
 
مسعود سعد سلمان

فر ابدی و نعمت جاویدی

نخل عیشی و گلبن امیدی

خوبی و خوشی مشتری و ناهیدی

فرزند مهی نبیره خورشیدی

مجیرالدین بیلقانی

با دل گفتم چو دلبری بگزیدی

بنشین و بگو که با منش چون دیدی؟

دل گفت که از تو جان طمع می دارد

می دان تو و این سخن ز من نشنیدی

عطار

گر صبح شبی واقعهٔ من دیدی

در پرده شدی پردهٔ من نَدْریدی

ور دم نزدی یک سخنم نشنیدی

تا حشر دمش فرو شدی نَدْمیدی

مولانا

شمشیر اگر گردن جان ببریدی

بل احیاء بربهم که شنیدی

روح یحیی اگر نه باقی بودی

در خون سر او سه ماه کی گردیدی

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
واقف لاهوری

ای دل روزی که عشق می‌ورزیدی

پند من خیرخواه را نشنیدی

اکنون تو گرفتار و بلاکش‌ام من

شادم که سزای خویشتن را دیدی

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه