گنجور

شمارهٔ ۵۱ - تغزّل

 
حزین لاهیجی
حزین لاهیجی » قطعات
 

بحری ست محیط غم که در خون

یازد نفس شناوران را

چون بیضه شکسته، صعوهٔ عشق

پرواز عقاب شهپران را

آن غنچه دهان که شرم لعلش

بر بسته زبان، سخنوران را

آورده به جوش خون حسرت

عنّاب تو بسته شکّران را

مژگان کجت لوای قامت

خم ساخته، تیغ جوهران را

بسته ست نگاهت از کسادی

بازارچه ٔ ستمگران را

خامش نشود زبان ز شکرت

چون خامه، بریده حنجران را

هر پارهٔ دل ز تاب مهرت

اخگر شده، سینه مجمران را

چون گل، زده چاک فرقت تو

جیب و بغل سمن بران را

صهبای حیات بخشد از نطق

یاقوت تو روح سروران را

یاد مژهٔ جگر فشارت

چنگال شکسته اژدران را

دست از دامان کبریایت

افتاده قصیر، قیصران را



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

کانال رسمی گنجور در تلگرام